تبليغاتX
عاشقانه های من
از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر ××یادگاری که در این گنبد دوار بماند

  

 

 

 



دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد 
به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن

اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد

چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار

از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد

غزل ۵۶۳مولوی

http://mardhtanha20008.blogfa.com/posts/
((تمام نوشته های من تا کنون ))

با کلیک روی ادامه مطلب عکس را بزرگ ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 15:29  توسط قاصدک   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

عبرت ،بصیرت ،فهم ،عمل

آن که عبرت گرفت ،بصیر می شود ،آن که بصیر شد عمل می کند ،آن که عمل کرد نجات یافت .
فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ
،پس اى ديده‏وران عبرت گيريد (۲) حشر

            ؟؟

http://www.imamreza.net/per/services/search/index.php عبرت

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:23  توسط قاصدک   | 

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام

هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند

دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود

عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:11  توسط قاصدک   | 

 

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی       زبامی که بر خاست مشکل نشیند

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 20:4  توسط قاصدک   | 

 

http://sites.google.com/site/mehrabanigroup/Home/quran.3gp?attredirects=0&d=1

ویدیویی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 10:12  توسط قاصدک   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

آن گاه که احساس گناه کردیم ویا مرتکب آن شدیم وروح ما سنگین شد وقبض ،پناه به خدای متعال ببریم و
فراز اول دعای روح بخش کمیل را با اخلاص بخوانیم .وآن را مکرر کنیم ،تا نفحه رحمنی در دلمان وزیدن بگیرد .
آن گاه دورکعت نماز با اخلاص بخوانیم تا خدای مهربان وخوب مان با ما آشتی کند ............
او کریم است وبا کریمان کارها دشوار نیست .

دُعَاء كُميل بن زياد (رحمه الله)

اَللّـهُمَّ اِنّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْء، وَبِقُوَّتِكَ الَّتي قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَيْء، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَيء، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَيء، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتي غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَيء، وَبِعِزَّتِكَ الَّتي لا يَقُومُ لَها شَيءٌ، وَبِعَظَمَتِكَ الَّتي مَلاََتْ كُلَّ شَيء، وَبِسُلْطانِكَ الَّذي عَلا كُلَّ شَيء، وَبِوَجْهِكَ الْباقي بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَيء، وَبِأَسْمائِكَ الَّتي مَلاََتْ اَرْكانَ كُلِّ شَيء، وَبِعِلْمِكَ الَّذي اَحاطَ بِكُلِّ شَيء، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذي اَضاءَ لَهُ كُلُّ شيء، يا نُورُ يا قُدُّوسُ، يا اَوَّلَ الاَْوَّلِينَ وَيا آخِرَ الاْخِرينَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِـرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُغَيِّـرُ النِّعَمَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ الْبَلاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطيئَة اَخْطَأتُها، .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:25  توسط قاصدک   | 

صله رحم را هر چند با یک تلفن زدن به جای بیاور ........که مهم وصل ان است واطاعت خدای مهربان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:39  توسط قاصدک   | 

وقتی اشکت برای امام حسین علیه السلام بی اختیار بر دامنت بریزد ،به عشقت امیدوار باش ،
چون امام حسین علیه السلام معدن عشق است وفضایل انسانی والهی .
یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد !

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:10  توسط قاصدک   | 

کسی که جانش به وحدت رسیده است ،

از وحدت خواهد گفت ،نه تفرقه وتشتت .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:41  توسط قاصدک   | 

حکایت کرد سرهنگی به کسری

که دشمن را ز پشت قلعه راندیم

فراریهای چابک را گرفتیم

گرفتاران مسکین را رهاندیم

به خون کشتگان، شمشیر شستیم

بر آتشهای کین، آبی فشاندیم

ز پای مادران کندیم خلخال

سرشک از دیده‌ی طفلان چکاندیم

ز جام فتنه، هر تلخی چشیدیم

همان شربت به بدخواهان چشاندیم

بگفت این خصم را راندیم، اما

یکی زو کینه جوتر، پیش خواندیم

کجا با دزد بیرونی درافتیم

چو دزد خانه را بالا نشاندیم

ازین دشمن در افکندن چه حاصل

چو عمری با عدوی نفس ماندیم

ز غفلت، زیر بار عجب رفتیم

ز جهل، این بار را با خود کشاندیم

نداده ابره را از آستر فرق

قبای زندگانی را دراندیم

درین دفتر، بهر رمزی رسیدیم

نوشتیم و به اهریمن رساندیم

دویدیم استخوانی را ز دنبال

سگ پندار را از پی دواندیم

فسون دیو را از دل نهفتیم

برای گرگ، آهو پروراندیم

پلنگی جای کرد اندر چراگاه

همانجا گله‌ی خود را چراندیم

ندانستیم فرصت را بدل نیست

ز دام، این مرغ وحشی را پراندیم

پروین اعتصامی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 20:12  توسط قاصدک   |